X
تبلیغات
روان یار غرب

روان یار غرب
روانشناسی- بهداشت روان-مشاوره-پیشگیری از ( آسیب های روانی- آسیبهای اجتماعی)
عمر شما از زمانی شروع می شود كه اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید.

آفتاب به گیاهی حرارت می دهد كه سر از خاك بیرون آورده باشد.

تنها راهی كه به شكست می انجامد، تلاش نكردن است.

دشوارترین قدم، همان قدم اول است.

امید، درمانی است كه شفا نمی دهد، ولی كمك می كند تا درد را تحمل كنیم.

بجای آنكه به تاریكی لعنت فرستید، یك شمع روشن كنید.

آنچه شما درباره خود فكر می كنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است كه دیگران درباره شما دارند.

همواره بیاد داشته باشید آخرین كلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد.

برای كسی كه آهسته و پیوسته می رود، هیچ راهی دور نیست.

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است كه شما چیز زیادی از آن نخواسته اید.

در اندیشه آنچه كرده ای مباش، در اندیشه آنچه نكرده ای باش.

امروز، اولین روز از بقیة عمر شماست.

آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلكه دشواری رسیدن به سهولت است.

وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملكرد خود فكر می كنند، نه رفتار و عملكرد شما.

سخت كوشی هرگز كسی را نكشته است، نگرانی از آن است كه انسان را از بین می برد.

اگر همان كاری را انجام دهید كه همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید كه همیشه می گرفتید.

ما زمان را تلف نمی كنیم، زمان است كه ما را تلف می كند.

افراد موفق كارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلكه كارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند.

پیش از آنكه پاسخی بدهی با 1 نفر مشورت كن ولی پیش از آنكه تصمیم بگیری با چندنفر مشاوره داشته باش

كار بزرگ وجود ندارد، به شرطی كه آن را به كارهای كوچكتر تقسیم كنیم.

كارتان را آغاز كنید، توانایی انجامش بدنبال می آید.

انسان همان می شود كه اغلب به آن فكر می كند.

آنكه می تواند نسبت به نیكی دیگران ناسپاس باشد، از دروغ گفتن باك ندارد.

هركس، آنچه را كه دلش خواست بگوید، آنچه را كه دلش نمی خواهد می شنود.

اگر هر روز راهت را عوض كنی، هرگز به مقصد اصلی نخواهی رسید.

كسانی كه نمی توانند فرصت كافی برای تفریح بیابند، دیر یا زود وقت خود را صرف معالجه می كنند.

صاحب اراده، فقط پیش مرگ زانو می زند، و آن هم در تمام عمر، بیش از یك مرتبه نیست.

وقتی شخصی گمان كرد كه دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد، باید تابوت خود را آماده كند.

كسانی كه در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد.

كسی كه در آفتاب زحمت كشیده، حق دارد در سایه استراحت كند.

بهتر است دوباره سئوال كنی، تا اینكه یكبار راه را اشتباه بروی.

هرگاه مشكلی را مطرح می كنید، برای رفع آن هم راه حلی پیشنهاد كنید.

كیفیت جامع یعنی درست انجام دادن همه كارها در همان بار اول.

آنقدر شكست خوردن را تجربه كنید تا راه شكست دادن را بیاموزید.

اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد كه متعلق به گذشته هستید.

خانه ات را برای ترساندن موش، آتش مزن.

خودتان را به زحمت نیندازید كه از معاصران یا پیشینیان بهتر گردید، سعی كنید از خودتان بهتر شوید.

اینجا، كار تمام نشده است، حتی آغاز پایان هم نیست، اما شاید پایان آغاز باشد.

خداوند به هر پرنده‌ای دانه‌ای می‌دهد، ولی آن را داخل لانه‌اش نمی‌اندازد.

تنها راهی كه به شكست می‌انجامد، تلاش نكردن است.

درباره درخت، بر اساس میوه‌اش قضاوت كنید، نه بر اساس برگهایش.

از لجاجت بپرهیزید كه آغازش جهل و پایانش پشیمانی است.

انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی‌زند كه خیال می‌كند دیگران را فریب داده است.

كسی كه دوبار از روی یك سنگ بلغزد، شایسته است كه هر دو پایش بشكند.

هركه با بدان نشیند، اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد، به طریقت ایشان متهم گردد.

كسی كه به امید شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است.

اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت.

اینكه ما گمان می‌كنیم بعضی چیزها محال است، بیشتر برای آن است كه برای خود عذری آورده باشیم.

[ شنبه هشتم مهر 1391 ] [ 6:48 بعد از ظهر ] [ روان یار غرب ]


20 نکتـه مهـم در تصمیـم گیـری بـرای ازدواج



تصمیم گیری برای ازدواج مرحله سختی است. برای عبور از این مرحله، باید چند نکته مهم وکلیدی را بیاد داشته باشید


1. تصمیم‌گیری مرحله‌ی به ظاهر آسان ولی سختی است. آن را جدی بگیرید، احساسی عمل نکنید، اما بیش از اندازه هم وسواس به خرج ندهید، نترسید و توکل کنید.

2. اگر ابتدا احساسی تصمیم گیری کنید، چشمانتان به روی حقایق بسته می‌شود و نظرتان به عقل تحمیل می‌گردد، آنگاه مطمئن باشید که تصمیم عاقلانه و درستی نگرفته‌اید؛ پس به زودی منتظر عواقب آن باشید!

3. اگر شخصی عفیف، هم فکر و مۆمن باشد و همچنین توانایی اداره زندگی را داشته باشد و شما نسبت به او احساس خوشایندی دارید او را انتخاب کنید.



ادامه مطلب
[ شنبه بیست و چهارم فروردین 1392 ] [ 9:34 قبل از ظهر ] [ روان یار غرب ]

ویـژگی های یـک ازدواج سـالم و موفـق


جامعه‌شناسان و روانشناسان مختلفی در بررسی ازدواج‌های سالم، ویژگی‌ها و مهارت‌هایی را برای کسانیکه می‌توانند روابطی موفق و رضایت‌‌بخش داشته باشند، مشخص کردند. این افراد اینگونه اند
:

فلسفه‌ای سالم از زندگی با اهداف و ایده آل‌های مشخص دارند.

 دوستی، احترام و عشق بین آنها هر روز بیشتر میشود.

 علایق و فعالیت‌های مشترک زیادی دارند.

از همراهی یکدیگر لذت می برند.

اعتمادپذیر هستند و میتوانند اعتماد کنند، صادق و در عین حال موقعیت‌شناس هستند.

 


ادامه مطلب
[ پنجشنبه نهم آذر 1391 ] [ 11:35 قبل از ظهر ] [ روان یار غرب ]

چگونه والدین خوبی باشیم؟

چگونه والدین خوبی باشیم؟در گذشته تنها دغدغه والدین پدر بزرگ و مادربزرگهای ما فراهم کردن مکانی برای زندگی و تغذیه ای مناسب برای فرزندان شان بوددر ضمن آنها تلاش می کردند که به کودکان خود رفتاری پسندیده و مهارتهای لازم جهت کسب زندگی و جایگاهی مناسب در جامعه بیاموزند، اما امروزه شرایط تغییر کرده و والدین نسل حاضر تحت فشار شدیدی هستند. مشاغل ما والدین نسبت به نسل پیش از امنیت کمتری برخوردارند. روابط شخصی مان پیچیده و موقتی تر شده اند.
نسبت به وقتی که در روز داریم بار بیشتری را متحمل می شویم و روی آینده خود تسلط کمتری داریم و به طور کلی اضطراب و نگرانی در تمام جنبه های زندگی مان افزایش یافته است.
با این اوصاف پدر یا مادر امروزی چگونه می تواند (آرمانی)بوده و دائماً نسبت به کودکش عشق و شکیبایی ابراز کرده و همیشه بر خود مسلط باشد و او را کنترل کند.در اصل سرپرستی خوب آن است که کودکانی پرورش داده شود تا توانایی هماهنگ شدن با خانواده، کار و جامعه را داشته باشند و والدین در عین حال که باید به کودکان خود احترام گذاشتن، خویشتنداری و احساس مسئولیت بیاموزند باید توجه خاصی هم نسبت به رفاه آنها داشته باشند و این مسأله، کار را بیش از پیش سخت می کند. بیشتر خطاهای یک پدر و مادر یا موانعی که بر سر راه شان است از موارد زیر ناشی می شود:


ادامه مطلب
[ پنجشنبه نهم آذر 1391 ] [ 11:29 قبل از ظهر ] [ روان یار غرب ]

حرف شنوی در کودکان

در تربيت مؤثر ، وجود حد و مرز براي بچه ها ضروري به نظر مي رسد. اگر ما آنها را درست راهنمايي كنيم، کودکان آماده پذيرش مي شوند.  اما اكثر ما در تعيين حد و مرز براي كودكان مهارتي نداريم. زياد صحبت مي كنيم ، بسيار عاطفي برخورد مي كنيم و نمي توانيم به طور واضح منظور خود را بيان كنيم. اگر مي خواهيد کودکان از شما حرف شنوي داشته باشند ، مثلاً كتك كاري نكنند، اسباب بازيهايشان را مرتب كنند يا... بهتر است ده راهبرد زير را به كار گيريد.


ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و نهم آبان 1391 ] [ 11:38 قبل از ظهر ] [ روان یار غرب ]

نـمـره شـادی شمـا چـنـد اسـت ؟

تستی جالب و واقعی !



آیا به نظر خودتان جزو افراد شاد هستید یا فکر می‌کنید که مسئولیت‌های سنگین زندگی اجازه شادبودن را به شما نمی‌دهد؟ بهتر است که به جای فکرکردن به جواب این سوال آزمون زیر را انجام بدهید تا متوجه بشوید که سطح شادی‌تان چقدر است... شما می‌توانید برای هر سوال، 6 نوع پاسخ متفاوت داشته باشید و در نهایت با جمع‌کردن امتیازهایی که کسب كرده‌اید جواب آزمون را در مورد خودتان تفسیر کنید:

و اما سـوال هـا :

1. چقدر فکر می‌کنید که برای خودتان و دیگران مهم هستید؟

2.
چقدر احساس باارزش بودن دارید؟

3.
چقدر احساسات خوب و امیدوارکننده دارید؟

4.
چقدر احساس می‌کنید که کارها بدون شما انجام نمی‌شوند؟

5.
چقدر در زندگی‌تان به دنبال اهداف خاص و دست‌یافتنی هستید؟

6.
چقدر فکر می‌کنید که آدم قابل‌احترامی هستید؟

7.
چقدر فکر می‌کنید امکان رسیدن به اهدافتان در زندگی زیاد است؟

8.
چقدر فکر می‌کنید که قدرت تفکر شما روی بهبود زندگی‌تان تاثیر دارد؟

9.
چقدر فکر می‌کنید که خودتان را دوست دارید؟

و حالا امتیازهـا :

اصلا برایم اهمیتی ندارد: 0 امتیاز
هرگز: 1 امتیاز
گاهی اوقات: 3 امتیاز
معمولا: 4 امتیاز
بیشتر اوقات: 5 امتیاز
همیشه: 6 امتیاز


تـفسیـر آزمـون :

امتیاز 0 تا 6: واقعا چرا اینقدر ناراحت و ناامید هستید؟! بهتر است که خیلی زود به یک مشاور روان‌شناس مراجعه کنید و از همین فردا هم سبک زندگی‌تان را تغییر دهید. زندگی شما به تزریق شادی واقعی و فوری نیاز دارد!

امتیاز 7 تا 13: شما به‌طور وحشتناکی از یأس و نارضایتی از زندگی رنج می‌برید و این موضوع اصلا برای سلامت روان‌تان خوب نیست. شما با این سطح از ناامیدی در زندگی‌تان به مشکل بر خواهید خورد!

امتیاز 14 تا 21: شما دوست دارید که آدم شادی باشید اما این سطح رضایت از خود و زندگی‌تان نمی‌تواند باعث غرور و سربلندی شما و نشان‌دهنده شادبودنتان در زندگی باشد. برخی از مسایلی که باعث دور شدن شما از شادی شده‌اند، بسیار پیش پا افتاده و قابل حل هستند بنابراین از همین امروز این مسایل را شناسایی كنید و موانع رسیدن به شادی‌تان را کنار بزنید. به یاد داشته باشید که گذشتن از خطای دیگران، نگاه‌کردن به زندگی زیردستان، قانع بودن به داشته‌ها در زندگی و روزی یکی دو ساعت صحبت‌کردن با همسر یا پدر و مادر می‌تواند سطح شادی شما را در زندگی‌تان به مراتب بالاتر از چیزی که هست ببرد.

امتیاز 22 تا 31: بیشتر افراد جوامع مختلف در این سطح از شادی و رضایت در زندگی‌شان هستند به دلیل اینکه معمولا ما آدم‌ها در زندگی‌مان گیج و سردرگم هستیم و نمی‌توانیم به راحتی تصمیم بگیریم که کدام راه به صلاحمان است و در نهایت باعث رضایت‌مان می‌شود. انسان‌هایی که در این سطح از رضایت قرار دارند، معمولا از نوعی ترس برای تصمیم‌گیری و انجام دادن کارهایشان رنج می‌برند و همین ترس، اجازه شاد بودن را به آنها نمی‌دهد. افراد این گروه، معمولا از عوض کردن خانه یا حتی خودروی خود هم می‌ترسند مبادا با فروش آنها، دیگر خانه یا خودروی مناسبی پیدا نكنند! بنابراین اگر شما می‌خواهید که یک سر و گردن از نظر رضایت درونی و رسیدن به موفقیت‌های مورد نظرتان در زندگی نسبت به دیگران بالاتر باشید، بهتر است که کمی به خودتان بیایید و از همین امروز، از پیله ترستان بیرون بیایید و قدرت ریسك‌پذیری‌تان را بالا ببرید تا به شادی و رضایت بیشتری در طول زندگی‌تان برسید!

امتیاز 32 تا 41: شما معمولا آدم شادی هستید اما گاهی هم از دست زمین و زمان شکایت دارید. بهتر است همیشه این نکته را به خاطر بسپارید که زندگی، بالا و پایین دارد و اگر بتوانید کمی خودتان را با شرایط زمانه، بیشتر وفق بدهید. حتما همیشه آدم شادی خواهید بود و این شادی باعث رسیدن شما به اهداف بزرگ‌تان در زندگی هم خواهد شد.

امتیاز 42 تا 48: شما بیشتر وقت‌ها، آدم خیلی شادی هستید و دیگران هم به خاطر همین روحیه شادتان، شما را دوست دارند و همیشه دور و برتان هستند. اما گاهی اوقات کار خیلی زیاد باعث خستگی و از کوره‌دررفتن شما می‌شود. بنابراین باید خیلی مراقب باشید که این از کوره‌دررفتن‌ها روحیه شادتان را تحت‌تاثیر قرار ندهد و اطرافیانتان را از شما نرنجاند. بهتر است که وقتی خسته هستید،‌ به جای بودن در جمع خانواده یا دوستان، به پارک بروید و کمی قدم بزنید یا حتی یک ساعت بخوابید!

امتیاز 49 تا 54: به شما تبریک می‌گوییم. شما جزو شادترین افراد روی کره زمین هستید که هیچ چیزی نمی‌تواند شادی و خوشی شما را خراب کند یا آن را تحت‌تاثیر قرار بدهد. شما اعتمادبه‌نفس بالایی دارید و باید از این بابت به خودتان ببالید! بودنتان در جمع‌های دوستانه یا خانوادگی به معنای قرارداشتن یک بمب خنده در میان آنهاست و به همین خاطر هم دیگران از صمیم قلب عاشق شما و روحیه شادتان هستند.

 

[ دوشنبه بیست و نهم آبان 1391 ] [ 11:35 قبل از ظهر ] [ روان یار غرب ]

چگونه به کودکان هوش هیجانی را آموزش دهیم؟

هوش هیجانی شامل توانایی درک هیجان و آگاهی از هیجان ها، توانایی دست یابی و ایجاد احساسات، تسهیل فعالیت های شناختی و عمل سازگارانه و توانایی تنظیم هیجان ها در خود و دیگران می باشد.

جایگاه EQ در انسان:

EQ در آمیگدال واقع در قسمت بالای ساقه ی مغز و نزدیک به انتهای حلقه ی لیمبیک است. آمیگدال مخزن خاطرات هیجانی است. هیپوکامپ صرفا" حقایق را به خاطر می سپارد و آمیگدال چاشنی هیجانی آن حقایق را در خود نگه می دارد.


ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و نهم آبان 1391 ] [ 11:32 قبل از ظهر ] [ روان یار غرب ]

نقش لِگوها در رشد همه ‏جانبه کودک

لِگُو معمولاً از جنس پلاستیک ساخته می‏شود. ساختمان اجزای لگو به طریقی است که از متصل کردن قطعات به یکدیگر شکل مورد نظر به دست می‏آید. لگو معمولاً در اندازه‏ها و فرمهای گوناگون ساخته می‏شود. در این بازی، کودک معمولاً باید دقایق بسیاری را صرف ساختن شی‏ء مورد نظر کند. البته اهمیت این بازی در این است که یادگیری کودک هیچ وقت جنبه تکراری و خسته‏ کننده پیدا نمی‏کند و به وسیله قطعات لگو می‏توان اشکال مختلف و جدید درست کرد. قطعات آن به سهولت روی هم سوار می‏شوند و به آسانی شکل می‏گیرند، به همین دلیل مورد توجه و علاقه کودکان بوده و می‏توانند هر روز چیز جدیدی بسازند و از آن لذت ببرند


ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و نهم آبان 1391 ] [ 11:27 قبل از ظهر ] [ روان یار غرب ]


آرزوهــــا

برگی از دفتر شعر مریم حیدرزاده

کاش وقتی زندگی فرصت دهد
گاهی از پروانه‌ها یادی کنیم

کاش بخشی از زمان خویش را
وقف قسمت کردن شادی کنیم

کاش وقتی آسمان بارانی است
از زلال چشم‌هایش تر شویم

کاش دلتنگ شقایق‌ها شویم
به نگاه سُرخشان عادت کنیم

کاش شب وقتی که تنها می‌شویم
با خدای یاس‌ها خلوت کنیم

کاش گاهی در مسیر زندگی
باری از دوش نگاهی کم کنیم

فاصله‌های میان خویش را
با خطوط دوستی مبهم کنیم

کاش مثل آب، مثل چشمه‌ سار
گونه نیلوفری را تر کنیم

ما همه روزی از اینجا می‌رویم
کاش این پرواز را باور کنیم

کاش با حرفی که چندان سبز نیست
قلب‌های نقره‌ای را نشکنیم

کاش هر شب با دو جرعه نور ماه
چشم‌های خفته را رنگی زنیم

کاش بین ساکنان شهر عشق
ردپای خویش را پیدا کنیم

کاش رسم دوستی را ساده‌تر
مهربان‌تر، آسمانی‌تر کنیم

کاش اشکی قلبمان را بشکند
با نگاه خسته‌ای ویران شویم

کاش وقتی آرزویی می‌کنیم
از دل شفافمان هم رد شود

مرغ آمین هم از آنجا بگذرد
حرف‌های قلبمان را بشنود


[ دوشنبه بیست و نهم آبان 1391 ] [ 11:20 قبل از ظهر ] [ روان یار غرب ]

مدیریت هیجانات در زندگی روزانه

 


   

«امپراطور آسوکا در پایان جنگ کالینگا به اهمیت عشق و صلح برای یک جامعه سالم پی برد. آنگاه او بر آن شد تا نفرت، خشم و انتقام‌جویی را کنار بگذارد.» اگر امپراطور زودتر به این آگاهی دست یافته بود، به احتمال زیاد آتش جنگ را بر نمی‌افروخت و در نتیجه، خون هزاران هزار بیگناه بر زمین ریخته نمی‌شد.
همگی ما در زندگی روزمره خود، چه در محیط خانواده، مدرسه یا محل کار، با خشم، اضطراب و افسردگی روبرو می‌شویم، گرچه میزان آن بسته به عوامل متعددی از یک فرد تا فرد دیگر متفاوت است. خشم معمولاً از تعاملات بین فردی نشأت می‌گیرد و به مشکلات سلامتی جسمی ارتباط دارد. خشم باعث از بین بردن روابط بین فردی، صلح، عشق و شادی خود فرد و نیز دیگران می‌گردد
.


ادامه مطلب
[ شنبه هشتم مهر 1391 ] [ 6:57 بعد از ظهر ] [ روان یار غرب ]
امــیــد


روزی تصمیم گرفتم كه دیگر همه چیز را رها كنم. شغلم را دوستانم را، مذهبم را زندگی ام را !
به جنگلی رفتم تا برای آخرین بار با خدا صحبت كنم. به خدا گفتم : آیا می توانی دلیلی برای ادامه زندگی برایم بیاوری؟
و جواب او مرا شگفت زده كرد.
او گفت : آیادرخت سرخس و بامبو را می بینی؟
پاسخ دادم : بلی.
فرمود : هنگامی كه درخت بامبو و سرخس را آفریدم، به خوبی از آنها مراقبت نمودم. به آنها نور و غذای كافی دادم. دیر زمانی نپایید كه سرخس سر از خاك برآورد و تمام زمین را فرا گرفت اما از بامبو خبری نبود. من از او قطع امید نكردم. در دومین سال سرخسها بیشتر رشد كردند و زیبایی خیره كننده ای به زمین بخشیدند اما همچنان از بامبوها خبری نبود. من بامبوها را رها نكردم. در سالهای سوم و چهارم نیز بامبوها رشد نكردند. اما من باز از آنها قطع امید نكردم. در سال پنجم جوانه كوچكی از بامبو نمایان شد. در مقایسه با سرخس كوچك و كوتاه بود اما با گذشت 6 ماه ارتفاع آن به بیش از 100 فوت رسید. 5 سال طول كشیده بود تا ریشه های بامبو به اندازه كافی قوی شوند. ریشه هایی كه بامبو را قوی می ساختند و آنچه را برای زندگی به آن نیاز داشت را فراهم می كردند.
خداوند در ادامه فرمود: آیا می دانی در تمامی این سالها كه تو درگیر مبارزه با سختیها و مشكلات بودی در حقیقت ریشه هایت را مستحكم می ساختی؟ من در تمامی این مدت تو را رها نكردم همانگونه كه بامبو ها را رها نكردم.
هرگز خودت را با دیگران مقایسه نكن و بامبو و سرخس دو گیاه متفاوتند اما هر دو به زیبایی جنگل كمك می كنند. زمان تو نیز فرا خواهد رسید تو نیز رشد می كنی و قد می كشی!
از او پرسیدم : من چقدر قد می كشم.
در پاسخ از من پرسید : بامبو چقدر رشد می كند؟
جواب دادم : هر چقدر كه بتواند.
گفت : تو نیز باید رشد كنی و قد بكشی، هر اندازه كه بتوانی.

[ جمعه نوزدهم خرداد 1391 ] [ 1:9 بعد از ظهر ] [ روان یار غرب ]

پندی از سقراط حکیم


روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر بود.
علت ناراحتی اش را پرسید. شخص پاسخ داد :
در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم. سلام کردم.
جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم.
سقراط گفت : چرا رنجیدی ؟
مرد با تعجب گفت: خوب معلوم است که چنین رفتاری ناراحت کننده است.
سقراط پرسید : اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد به خود می پیچد.
آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی ؟
مرد گفت : مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم. آدم از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود.
سقراط پرسید: به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟
مرد جواب داد : احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم.
سقراط گفت : همه این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی.
آیا انسان تنها جسمش بیمار می شود ؟
و آیا کسی که رفتارش نا درست است، روانش بیمار نیست ؟
اگر کسی فکر و روانش سالم باشد هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود؟
بیماری فکری و روان نامش "غفلت" است. و باید به جای دلخوری و رنجش نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند.
پس از دست هیچ کس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده.
بدان که هر وقت کسی بدی می کند در آن لحظه بیمار است.

[ جمعه نوزدهم خرداد 1391 ] [ 12:57 بعد از ظهر ] [ روان یار غرب ]

خاطرات زمستان را به بهار نیاور!


برفها آب شده بودند و دیگر خبری از سرمای زمستان نبود. فصل یخبندان تمام شده بود و کم کم اهالی دهکده شیوانا می توانستند از خانه هایشان بیرون بیایند و در مزارع به کشت وزرع بپردازند. همه از گرمای خورشید بهاری حظ می کردند و از سبزی و طراوت گیاهان لذت می بردند ...

در آن روز، شیوانا همراه یکی از شاگردان از مزرعه عبور می کرد. پیرمردی را دید که نوه هایش را دور خود جمع کرده و برای آنها در مورد سرمای شدید زمستان و زندانی بودن در خانه و منتظر آفتاب نشستن صحبت میکند.

شیوانا لختی ایستاد و حرفهای پیرمرد را گوش کرد و سپس او را کنار کشید و گفت:"اکنون که بهار است و این بچه ها در حال لذت بردن از آفتاب ملایم و نسیم دلنواز بهار هستند، بهتر است روایت یخ و سرما را برای آنها نقل نکنی! خاطرات زمستان، خوب یا بد، مال زمستان است. آنها را به بهار نیاور! با این حرف تو بچه ها نه تنها بهار را دوست نخواهند داشت بلکه از زمستان هم بیشتر خواهند ترسید و در نتیجه زمستان سال بعد، قبل از آمدن یخبندان همه این بچه ها از وحشت تسلیم سرما خواهند شد.

به جای صحبت از بدبختی های ایام سرما، به این بچه ها یاد بده از این زیبایی و طراوتی که هم اکنون اطرافشان است لذت ببرند. بگذار خاطره بهار در خاطر آنها ماندگار شود و برایشان آنقدر شیرین و جذاب بماند که در سردترین زمستان های آینده، امید به بهاری دلنواز، آنها را تسلیم نکند. پیرمرد اعتراض کرد و گفت :"اما زمستان سختی بود"

شیوانا با لبخند گفت:"ولی اکنون بهار است. آن زمستان سخت حق ندارد بهار را از ما بگیرد. تو با کشیدن خاطرات زمستان به بهار، داری بهار را نیز قربانی می کنی! زمستان را در فصل خودش رها کن!

[ چهارشنبه هفدهم خرداد 1391 ] [ 1:32 بعد از ظهر ] [ روان یار غرب ]

یک راز حقیقی ...

همه ما خودمان را چنین متقاعد می كنیم كه زندگی بهتری خواهیم داشت اگر:
شغلمان را تغییر دهیم
مهاجرت كنیم
با افراد تازه ای آشنا شویم
ازدواج كنیم

فكر میكنیم،‌ زندگی بهتر خواهد شد اگر:
ترفیع بگیریم
اقامت بگیریم
با افراد بیشتری آشنا شویم
بچه دار شویم

و خسته می شویم وقتی:
می بینیم رئیسمان ما را درک نمی کند
زبان مشترك نداریم
همدیگر را نمی فهمیم
می‌بینیم كودكانمان به توجه مداوم نیازمندند
بهتر است صبر كنیم ...

با خود می گوییم زندگی وقتی بهتر خواهد شد كه :
رئیسمان تغییر كند
شغلمان را تغییر دهیم
به جای دیگری سفر كنیم
به دنبال دوستان تازه ای بگردیم
همسرمان رفتارش را عوض كند
یك ماشین شیك تر داشته باشیم
بچه هایمان ازدواج كنند
به مرخصی برویم
و در نهایت بازنشسته شویم ...


حقیقت این است كه برای خوشبختی، هیچ زمانی بهتر از همین الآن وجود ندارد.

اگر الآن نه، پس كی؟

زندگی همواره پر از چالش است.
و مشکلات تمامی نخواهند داشت!

بهتر این است كه این واقعیت را بپذیریم و تصمیم بگیریم كه با وجود همه این مسائل،
شاد و خوشبخت زندگی كنیم.

بعضی وقت ها ...

به خیالمان می رسد كه زندگی، همان زندگی دلخواه، موقعی شروع می شود كه موانعی كه سر راهمان هستند، كنار بروند:
مشكلی كه هم اكنون با آن دست و پنجه نرم می كنیم
كاری كه باید تمام كنیم
زمانی كه باید برای كاری صرف كنیم
بدهی‌هایی كه باید پرداخت كنیم
و ...
بعد از آن زندگی ما، زیبا و لذت بخش خواهد بود!

بعد از آنكه همه ی این ها را تجربه كردیم، تازه می فهمیم كه زندگی، همین چیزهایی است كه ما آن ها را موانع می‌شناختیم!

این بصیرت به ما یاری میدهد تا دریابیم كه جاده‌ای اختصاصی بسوی خوشبختی وجود ندارد.
خوشبختی، خود همین جاده ایست که ما را به زندگی و آینده هدایت می کند.
تو رو خدا بیائید از هر لحظه زندگی لذت ببریم.

برای آغاز یك زندگی شاد و سعادتمند لازم نیست كه در انتظار بنشینیم:
فارغ التحصیل شویم
به دوران دانشگاه برگردیم
به دوران کودکی برگردیم
وزنمان را كاهش دهیم
وزنمان را افزایش دهیم
شروع به كار کنیم
مهاجرت کنیم
دوستان تازه ای پیدا کنیم
ازدواج کنیم
فرزند به دنیا بیاوریم
یک خانه شیک بسازیم
شروع تعطیلات فرا برسد
صبح جمعه بیاید
در انتظار دریافت وام جدید باشیم
یك ماشین نو بخریم
بازپرداخت قسط ها به اتمام برسد
برنده یک مسابقه میلیونی شویم
مشهور و سرشناس شویم
بهار بیاید
تابستان از راه برسد
پاییز را تجربه کنبم
زمستان را به امید بهار دلخوش کنیم
اول برج ...
پخش فیلم مورد نظرمان از تلویزیون
سفرهای خارجی
مردن
تولد مجدد !
و...

امــــــــــا ...

خوشبختی یك سفر است، نه یك مقصد ...

هیچ زمانی بهتر از همین لحظه برای شاد بودن وجود ندارد.

زندگی كنید و از حال لذت ببرید.

اكنون فكر كنید و سعی كنید به سؤالات زیر پاسخ دهید:
1. پنج نفر از ثروتمندترین مردم جهان را نام ببرید ؟
2. برنده‌های پنج جام جهانی آخر را نام ببرید ؟
3. آخرین ده نفری كه جایزه نوبل را بردند چه كسانی هستند ؟
4. آخرین ده بازیگر برتر اسكار را نام ببرید ؟

نمیتوانید پاسخ دهید؟
نسبتاً مشكل است، اینطور نیست؟
نگران نباشید، هیچ كس این اسامی را به خاطر نمی آورد.
پس شما چیزی را از دست نداده اید.

چـــــــــون :

روزهای تشویق به پایان می رسد!
نشان های افتخار خاك می گیرند!
برندگان به زودی فراموش میشوند!
و حتی بهترین ها هم آخر می میرند!

اكنون به این سؤالها پاسخ دهید:
1. نام سه معلم خود را كه در تربیت شما مؤثر بوده‌اند، بگویید ؟
2. سه نفر از دوستان خود را كه در مواقع نیاز به شما كمك كرده اند، نام ببرید ؟
3. افرادی كه با مهربانی هایشان احساس گرم زندگی را به شما بخشیده‌اند، به یاد بیاورید ؟
4. پنج نفر را كه از هم صحبتی با آن ها لذت می برید، نام ببرید ؟

حالا ساده تر شد، اینطور نیست؟

افرادی كه به زندگی شما معنی بخشیده‌اند، ارتباطی با "ترین‌های دنیا" ندارند،
ثروت بیشتری ندارند، بهترین جوایز را نبرده‌اند ...

ولــــــــــی ...

آنها كسانی هستند كه به فكر شما هستند، مراقب شما هستند،
 همان هایی كه در همه ی شرایط، كنار شما می مانند ...

كمی بیاندیشید. زندگی خیلی كوتاه است

[ چهارشنبه هفدهم خرداد 1391 ] [ 12:33 بعد از ظهر ] [ روان یار غرب ]

«زندگی» به معنای چیزی مبهم نیست ، بلکه چیزی است بسیار واقعی و قابل لمس ، همانگونه که وظایف موجود در زندگی بسیار واقعی و لمس پذیرند.

این وظایف سرنوشت بشر را که ویژه خود اوست می سازد. هیچ فرد یا سرنوشتی را نمی توان با فرد یا سرنوشت دیگری مقایسه کرد. هیچ موقعیتی تکرار نمی گردد، و به هر موقعیتی پاسخ متفاوتی باید داده شود.

[ دوشنبه یکم خرداد 1391 ] [ 11:24 قبل از ظهر ] [ روان یار غرب ]
« من تنها از یک چیز می ترسم و آن اینکه شایستگی رنجهایم را نداشته باشم »

داستایوفسکی

[ دوشنبه یکم خرداد 1391 ] [ 11:23 قبل از ظهر ] [ روان یار غرب ]

اگر زندگی دارای مفهوم باشد، پس باید رنج هم معنایی داشته باشد. رنج ، بخش غیر قابل ریشه کن شدن زندگی است،گرچه به شکل سرنوشت و مرگ باشد. زندگی بشر بدون رنج ومرگ کامل نخواهدشد.

به شیوه ای که انسان سرنوشت و همه رنجهایش را می پذیرد، فرصتی می یابد که حتی در  دشوارترین شرایط ، معنایی ژرف به زندگیش ببخشد، رنج وقتی معنا یافت ، معنایی چون گذشت و فداکاری، دیگر آزار دهنده نیست .

 


کسی که چرایی زندگی را یافته با هر چگونگی خواهد ساخت )

 

( آنچه موجب مرگ من نشود مرا نیرومند تر خواهد ساخت  )

 

( آنچه شما در زندگی تجربه کرده اید هیچ نیرویی نمی تواند از شما باز ستاند )

                                  نیچه

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 9:26 قبل از ظهر ] [ روان یار غرب ]

بهداشت روانی

 

بهداشت روانی را به معنای سلامت فکر تعریف کرده‌اند و در تعریفی دیگر بهداشت روانی را، رشته‌ای تخصصی از بهداشت عمومی که در زمینه بیماری‌های روانی و پیشگیری از این بیماری‌ها فعالیت می‌نماید می‌دانند. بهداشت روانی به عنوان یکی از رشته‌های اساسی، مورد توجه سازمان بهداشت جهانی و یک قسمت مستقل را در این سازمان جهانی به خود اختصاص می‌دهد که نقش آن ایجاد تحرک و هماهنگی در تحقیقات بهداشت روانی در سطح جهانی است. در هر دو مفهوم بالا بهداشت روانی، نقش فرهنگ، آداب و رسوم خانوادگی و اجتماعی و شرایط محیطی را مورد تأکید قرار می‌دهد.


علامت  بهداشت روانی و شخصیت سالم :

۱ـ توان برقراری رابطه با دیگران

۲ـ توان ارزیابی درست از خود

۳ـ داشتن عواطف و احساسات متعادل

۴ـ توان بهره‌گیری از امکانات

۵ـ داشتن اعتماد به نفس و احساس کفایت

 ۶ـ احساس امنیت و آرامش خاطر

۷ـ احترام به خود و دیگران

۸ ـ مسئولیت پذیر بودن

۹ـ خود کنترلی

۱۰ـ احساس رضایت و شادی

۱۱-توان بهره گیری از منابع و مواهب طبیعی و الهی


[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:46 بعد از ظهر ] [ روان یار غرب ]

کارکردهای معنویت:

ایجاد معنی در زندگی،


ایجاد مقصود و غایت  در زندگی،


احترام به شأن و جایگاه انسان،


ایجاد امید و احساسات مثبت،


ارتقاء و بهبود مقابله های فرد،


افزایش ارتباطات اجتماعی مثبت

[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:27 بعد از ظهر ] [ روان یار غرب ]

نیاز انسان به معنویت بنا به دلایل متعدد و متفاوتی است از جمله:



نیاز به معنی و معنا در زندگی،


نیاز به امنیت و ایمنی از خطرها و رنج ها،


نیاز برای ارتباط با خداوند و تجربه این رابطه،


نیاز برای دادن و گرفتن عشق واقعی،


نیاز برای آرامش و پذیرش،


نیاز برای تسلی و آرامش هنگام سختی ها و از دست دادن ها،


نیاز به احساس ارزشمندی و تسلط بر سرنوشت خود و ... .

[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:22 بعد از ظهر ] [ روان یار غرب ]

حمايت اجتماعي، يكي از عواملي است كه اثر استرس هاي رواني را خنثي مي كند و مانند سپري از انسان در مقابل استرس هاي زندگي دفاع مي كند . خانواده، يكي از مهم ترين منابع كسب حمايت اجتماعي است. خانواده هايي كه روابط گرم و صميمانه با فرزندان خود دارند، با آنان محترمانه برخورد مي كنند و براي فرزندان خود ارزش زيادي قائل هستند، حمايت اجتماعي فراواني براي فرزندان مهيا مي كنند و به همين دليل از آسيب پذيري آنان به استرس هاي زندگي و روي آوردن به مصرف مواد مي كاهند.

در صورتي كه فضاي عاطفي سرد، طرد كننده، سرزنش آميز و فاقد صميميت در خانواده، نه تنها ميزان حمايت اجتماعي را كاهش مي دهد بلكه رابطه والد/ فرزند را نيز ضعيف مي كند و با انواع رفتارهاي مشكل آفرين و به خصوص مصرف مواد ارتباط دارد. در چنين شرايطي، نه تنها خانواده، استرس هاي زندگي را كاهش نمي دهند بلكه خود تبديل به استرسي سنگين، مزمن و غير معمول خواهند شد كه هر يك از اين ويژگي ها بر شدت استرس مي افزايد. ناتواني والدين در برقراري ارتباط با فرزندان، عامل حمايتي خانواده را تبديل به عامل خطر مي كند.

نكته

يكي از دلايلي كه نوجوانان بيشتر مايل اند كه با همسالان خود در ارتباط باشند به اين دليل است كه دوستان و همسالان به آنها توجه بيشتري نشان مي دهند و بهتر قادراند آنها را درك كنند.

نوجوانان به جاي موضع گيري و يا قضاوت در مورد خوب و بد بودن رفتارهاي نوجوانان، سعي مي كند آنها را بفهمد و آنها را دل داري دهد.

[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:7 بعد از ظهر ] [ روان یار غرب ]

كاركردهاي خانواده

خانواده، كاركردهاي مهم و اساسي متعددي بر عهده دارد. با توجه به آن چه در زمينه پيشگيري ازاعتياد و سوء مصرف مواد مهم است، مي توان كاركردهاي خانواده را به دو دسته زير خلاصه كرد:

ايجاد رابطه ايمن وغني،

اعمال انظباط مناسب.

با توجه به اهميت دو عامل بالا در تامين سلامت جسمي، رواني و اجتماعي فرزندان، هر كدام ازموارد بالا، به تفصيل معرفي مي شوند


ادامه مطلب
[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 9:57 بعد از ظهر ] [ روان یار غرب ]

توصیه های پیشگیرانه به والدین در مورد اعتیاد

بیشترین تأثیر مخرب اعتیاد بر ارکان خانواده وارد می آید، همانطوری که مؤثرترین عامل پیشگیری از اعتیاد نیز نهاد خانواده است.

● توصیه پیشگیرانه به والدین

۱) درباره مواد اعتیادآور (علل و عوامل مؤثر در مصرف مواد، خطرات، عوارض و علائم آن) اطلاعات کافی کسب کنید.

۲) مهارت‏های تربیتی خود را افزیش دهید.

۳) الگوی مناسبی برای فرزندان خود باشید و هرگز بر خلاف گفته خود عمل ننمائید.

۴) فضایی ایجاد کنید که فرزندانتان در آن احساس آرامش کنند.

۵) به صحبت‏های فرزندانتان خوب گوش کنید. با لبخند، تکان دادن سر و استفاده از جملات مثبت نظیر «چقدر جالب»، «من این را نمی‏دانستم» و ... آنها را به گفتن بیشتر تشویق کنید.

۶) شرایطی ایجاد کنید که شما را محرم اسرار خود بدانند.

۷) از فرزندانتان انتظار نداشته باشید آرزوهای برآورد نشده شما را تحقق بخشند.

۸) از قبل، خود را برای پاسخگویی به سئوالات کنجکاوانه فرزندانتان آماده نمائید.


ادامه مطلب
[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 7:45 بعد از ظهر ] [ روان یار غرب ]

برخی رفتارها در خانواده باعث دلسردسازی می گردد. از جمله این رفتارها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

الف) اثر مداد قرمز: سرزنش کردن دائم فرد به خاطر اشتباه هاتش باعث می شود که شخص نتواند ذهن خود را از آنها دور کند و در نتیجه قادر نباشد به جنبه مثبت رویدادها توجه کند.

ب) اثر طرح عمودی در مقابل طرح افقی: طرح عمودی به وسیله خودخواهی مشخص می شود. برعکس طرح افقی با خصوصیاتی از قبیل تساوی و پذیرش متقابل همه اعضاء خانواده مشخص می گردد. وجود طرح عمودی در خانواده باعث دلسردسازی کودکان می شود.

ج) کمال گرایی افراطی: این فکر که افراد و خودمان نباید اشتباه کنیم یک عقیده افراطی است و به عنوان مانعی در برابر دلگرم سازی عمل می کند.

د) چسبیدن به الگوهای کهنه: بسیاری از رفتارهای نادرست تبدیل به عادت می شوند و به عنوان مانعی در برابر تغییرات مثبت عمل می کنند.

[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 7:23 بعد از ظهر ] [ روان یار غرب ]

نقش روابط دلگرم ساز خانوادگي  

دلگرم سازی نوعی تجربه هیجانی است که به تصمیمات شناختی فرد منتقل می شود. در دلگرم سازی این واقعیت وجود دارد که اگر چه در دنیای ما، هیجان های مثبت و منفی فراوانی وجود دارند، ولی این ادراک شخص از این هیجان ها است که دید و رویکرد او در زندگی را نشان می دهد. بدین معنی که شجاعت دهی ادراک شخص از نیمه پر لیوان در برابر نیمه خالی لیوان است. به عبارتی این امر نشان دهنده تفاوت عمده افراد در سبک زندگی آنهاست. به همین خاطر در دلگرم سازی سعی می شود توجه افراد به هیجان های مثبت معطوف شود و نوعی رویکرد مثبت است که به افراد کمک می کند تا شکاف میان استعدادها و محدودیت هایی را که بر خود تحمیل کرده اند، از بین ببرند.

در دلگرم سازی تلاش می شود تا فرد به خود و توانایی هایشان اعتماد کند، یعنی توانایی هایش را بشناسد و بداند قادر است چه فعالیت هایی را به طور مستقل انجام دهد. دلگرم سازی مستلزم به کارگیری تلاش و توانایی های، افراد علیرغم وجود موانع و خطراتی است که در زندگی وجود دارد، که این امر منجر به توانمندی درونی انسان ها می شود


ادامه مطلب
[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 7:21 بعد از ظهر ] [ روان یار غرب ]

فرزندانی که در خانواده های ناهنجار پرورش می یابند چگونه با گذشته خود کنار بیایند؟

- شما مسئول اعمال و رفتاری که والدین تان بر شما به عنوان فرزند روا داشته اند نیستید، آنها مسئول هستند. (بنابراین از سرزنش کردن خود دست بکشید و احساس شرمساری و گناه نکنید)

- شما مسئول آن میباشید که هم اکنون با زندگی خود چه کار بکنید، و نه والدین شما. (بنابراین به والدین خود اجازه ندهید شما را کماکان کنترل کنند و از ملامت کردن آنها دست بکشید)

مرحله نخست – از حیث احساسی از خانواده خود جدا شوید،یعنی از جوانب آزار دهنده دوران کودکی،والدین و نقش خانوادگی.

مرحله دوم- در رابطه خود با والدین تان توازن برقرار کنید.

مرحله سوم- زندگی خود را مجدداً تعریف کرده و بازآفرینی کنید.

شفای احساسی همچون شفای جسمی میباشد............................


ادامه مطلب
[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 7:4 بعد از ظهر ] [ روان یار غرب ]

سایر خصایص فرزندانی که در خانواده های ناهنجار پرورش می یابند :

۱- نسبت به دیگران بی اعتماد هستند.

۲- در بیان احساسات مشکل دارند.

۳- از اعتماد بنفس و عزت نفس پایین رنج میبرند.

۴- در برقراری یک رابطه سالم با دیگران مشکل دارند.

۵- احساس خشم، اضطراب، افسردگی، تنهایی، درماندگی، شرمساری، گناه و دوست داشتنی نبودن میکنند.

[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 7:1 بعد از ظهر ] [ روان یار غرب ]

علایم خانواده های ناهنجار (خانواده هایی که در فضای آن کشمکش، درگیری و سوء رفتار حاکم است):

۱- انکار (انکار الکلی بودن و یا اعتیاد به مواد مخدر والدین، نادیده گرفتن مشکلات، نادیده گرفتن شکایات از سوء رفتار جنسی)

۲- ناهمسانی، بی ثباتی و غیر قابل پیش بینی بودن.

۳- فقدان حس همدلی میان اعضای خانواده.

۴- فقدان مرزهای روشن (پرتاب وسایل شخصی اعضای دیگر خانواده، تماس های بدنی نامناسب)

۵- معکوس شدن نقش والدین (فرزندان نقش والدین را ایفا میکنند)

۶- سیستم خانوادگی بسته (ارتباط با افراد خارج از خانواده محدود و یا منع میشود)

۷- پیام ها و گفتگوهای پراکنده، غیر مستقیم و ضد و نقیض.

۸- افراط و تفریط در کشمکش ( یا محیط منزل بسیار آرام است و یا جنگ و جدال فراوان در آن حاکم است)

[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 6:55 بعد از ظهر ] [ روان یار غرب ]

فرزندانی که در خانواده های ناهنجار پرورش می یابند در یکی از ۵ نقش زیر در خانواده بسر میبرند:

۱- “فرزند محبوب” قهرمان و سوگلی خانواده است کسی که معمولاً نقش والدین را تقلید میکند. و یا صرفاً بدون علت از محبوبیت بیشتری نسبت به سایر فرزندان برخوردار است.

۲- “فرزند مشکل ساز” بلا گردان و قربانی خانواده است. کسی که به خاطر همه مشکلات ملامت میشود، و تمام تقصیرها به گردن وی انداخته میشود.

۳- “پرستار” کسی که مسئولیت سلامت و حمایت عاطفی خانواده را بعهده دارد.

۴- “فرزند گم گشته” فرزند ساکت، آرام و ناپیدای خانواده که خود و نیازهایش نادیده گرفته شده است.

۵- “مغز متفکر” فرصت طلبی که از خطاها، نقاط ضعف و لغزش های دیگر اعضای خانواده بهره برداری کرده و به خواسته های خود جامه عمل می پوشاند..

[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 6:50 بعد از ظهر ] [ روان یار غرب ]

پرسیدم..... ، چطور ، بهتر زندگی کنم ؟

  با كمی مكث جواب داد :

 گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ،

با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،

و بدون ترس برای آینده آماده شو .

ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .

شک هایت را باور نکن ،

وهیچگاه به باورهایت شک نکن .

زندگی شگفت انگیز است ، در صورتیكه بدانی چطور زندگی کنی .

 

پرسیدم ، آخر .... ،


ادامه مطلب
[ جمعه دوم دی 1390 ] [ 6:44 بعد از ظهر ] [ روان یار غرب ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ



آنـکـس کـه بـدانـد و بـداند کـه بدانـد
اسـب خـرد از گـنبـد گردون بـجهـانـد

آنـكـس كــه نـداند و بـدانـد كـه ندانـد
لنگان خرك خويش به مقصد برساند

آنـكـس كـه بـدانـد و نـداند كـه بـدانـد
بيدار كنـيـدش كه بسي خفته نماند

آنـكس كـه نـدانـد و نـداند كــه نـدانـد
در جـهـل مـركـب ابـد الـدهــر بـمـانـد
لینک های مفید
امکانات وب